آموزش خاطره نویسی

 

خاطره یكی از انواع ادبی و شكلی از نوشتار است كه نویسنده در آن، خاطرات خود؛ یعنی، صحنه‌ها یا وقایعی را كه در زندگی‌اش روی داده و در آنها نقش داشته یا شاهدشان بوده است، شرح می‌دهد.

خاطره‌ نویسی یكی از عام‌ترین و صمیمانه‌ترین راه‌ها برای انتقال حس به وسیله نوشتن است و هر كس می‌تواند با رعایت اصولی ساده و قواعدی محدود، به ساده‌ترین شكل، اتفاقات مهم زندگی خود را ثبت كند و خاطرات تلخ و شیرین زندگی همچون پیروزی‌ها و شكست‌ها، تجربیات تكرار ناشدنی، حوادث مهم و عواطف و احساسات را ماندگار كند.

اگر شما دستی بر قلم دارید و خاطرات خود را به نحوی مانند دفترچه خاطرات تان ثبت و ضبط می نمایید، توصیه می کنیم که حتما مطلب زیر را به دقت مطالعه فرمایید. نشر خاطره با افتخار اعلام می دارد که خاطرات شما همواره ارزش انتشار و عرضه جهت مطالعه در سراسر جهان را خواهد داشت.

اگر هم که تا کنون اقدامی در این زمینه انجام نداده اید، بازهم نگران نباشید، همکاران ما در نشر خاطره همواره برای شنیدن خاطرات زیبای شما و تبدیل آنها به کتابی ارزشمند فرصت کافی دارند.

ویژگی‌های ساختاری خاطره نویسی

۱- صمیمت زبان در خاطره نویسی:

یك خاطره باید طوری نوشته شده باشد كه خواننده احساس كند نویسنده به آنچه می‌نویسد معتقد است و دروغ نمی‌گوید: همان طور كه شما اتفاق مهمی را برای دوستتان تعریف می‌كنید و از هیچ محدودیتی در این تعریف رنج نمی‌برید، بهتر است خاطره خود را نیز بی‌هیچ تكلفی و به گونه‌ای صمیمانه، بر كاغذ بیاورید. اما این نكته را نیز در نظر داشته باشید كه:

بیان صمیمی و نبود محدودیت، به معنی بی توجهی به قواعد نگارش و حرمت قلم نیست.

۲- نثر خودمانی:

خاطره‌ نویس، اجباری در رعایت كامل اركان جمله ندارد و می‌تواند آنها را به صورت دلخواه و متناسب با نوع بیان به كار ببرد.این نكته را نیز مورد توجه قرار دهید كه خاطره‌ نویس با توجه به تعریف زبان گفتاری و نوشتاری، بهتر است كه از نوشتن كلمات به صورت شكسته پرهیز كند. برای مثال، به جای «خانه»‌ ننویسد «خونه»، یا به جای «برویم» ننویسد «بریم».

۳- برجستگی حوادث در خاطره نویسی:

مهم‌ترین ویژگی ساختاری خاطره نویسی، برجسته بودن و برجسته ساختن حوادث در خلق و نگارش خاطره است. به عبارت دیگر، معمولاً واقعه‌ای را می‌توانیم به عنوان خاطره مطرح سازیم كه اولاً برایمان اتفاق افتاده باشد.

ثانیاً در آن، حادثه‌ای وجود داشته باشد و به قولی زیر بنای خاطره، تغییر در حالت تعادل و روزمرگی باشد، مثلاً اتفاقی نادر وجود داشته باشد كه ممكن است فقط یك بار روی دهد.

برای مثال از دو نوشته زیر، بهتر است موضوع دوم دستمایه نوشتن یك خاطره باشد:

الف: من امروز صبح بیدار شدم، صبحانه‌ام را خوردم، به مدرسه رفتم و بعد به خانه برگشتم.

ب: من امروز صبح بیدار شدم، صبحانه خوردم و خواستم به مدرسه بروم كه دیدم كیفم گم شده است…

۴- واقع گرایی در خاطره نویسی:

خاطره نویسی صورتی از نوشتن است كه در‌ آن، خیال پردازی و ذهنیت گرایی نقش اساسی ندارد و نویسنده فقط حادثه‌ای واقعی را كه برای او پیش آمده و در او اثر گذاشته است، بدون كم و كاست بیان می‌كند. این ویژگی بدان معنا نیست كه خاطره نویس نمی‌تواند ذهنیات خود را در خلال خاطره مطرح كند، بلكه مقصود این است كه بهتر است خاطره‌ای خیالی و غیر واقعی ننویسد، چرا كه بدین ترتیب نوشته‌اش بیشتر شبیه داستان خواهد بود تا خاطره.

۵- مشخص بودن زمان و مكان در خاطره نویسی:

در یك خاطره، به خصوص خاطره تاریخی، بهتر است مكان و زمان مشخص باشد تا به این نحو، وضعیت اجتماعی آن دوره نیز تا حدی برای آیندگان روشن شود.

۶- روانی و روشنی در خاطره نویسی:

نویسنده خاطره از آن جا كه قصد ندارد فنون نگارشی و صنایع ادبی را در خاطره‌اش نمایش دهد، بهتر است خاطره را به گونه‌ای بنویسد كه مخاطب به سادگی آن را بفهمد و در این مورد به زحمت نیفتد. او می‌تواند با ساده نوشتن و پرهیز از پیچاندن موضوع، خاطره را قابل فهم‌تر و اثر گذارتر نماید؛ حال آن كه یك داستان نویس به سادگی می‌تواند داستانش را گنگ، مبهم و پیچیده بنویسد و حتی همین پیچیده نویسی سبب اعتبار یا زیبایی كار او شود.

۷- داشتن ابتدا و انتها:

نویسنده خاطره بهتر است كه خاطراتش را از جایی مشخص كه معمولاً شروع حادثه خاطره است، آغاز كند و هیچ یك از موضوعات مربوط به آن خاطره را از قلم نیندازد تا از به وجود آمدن سؤال‌های متعدد در ذهن خواننده جلوگیری نماید یا پاسخ آنها را بدهد.

نویسنده همچنین نباید خاطره را بدون رسیدن به نقطه پایانی و انتهای عقلانی رها سازد، مگر آن كه از این كار مقصود خاصی داشته باشد. برای مثال ادامه ندادن بی‌ مورد خاطره پس از پایان یافتن حادثه اصلی، به زیبایی آن خاطره كمك می‌كند.

۸- خلاصه بودن:

در مدت زمانی كه حادثه اصلی یك خاطره اتفاق می‌افتد، ممكن است چندین حادثه فرعی دیگر نیز روی دهد.

تمام مواردی كه تاكنون گفته شد، فقط اصول و قواعدی برای شناختن خاطره و یافتن ذهنیتی كلی درباره خاطره نویسی بود.

اما پس از یافتن این ذهنیت، نوبت به كار عملی و نوشتن خاطره می‌رسد.

برای این كار باید به پرسش‌های زیر، پاسخ‌های مناسبی داد.

ویژگی‌های داستان شناسانه خاطره نگاری

الف- سوژه

۱- امروز چه اتفاق مهمی برای من افتاد كه نظرم را به خود جلب كرد؟
۲- چرا این اتفاق در ذهن من ماندگار شد و نقطه قوت آن كجا بود؟
نویسنده باید در هنگام خاطره نویسی، به پرسش شماره ۲ دقت بیشتری كند و بكوشد نقطه قوت كار را كه سبب ماندگار شدن آن در ذهن خود شده است، پر رنگ‌تر نماید تا بتواند وجود این خاطره را توجیه كند و آن را در ذهن مخاطب خود نیز ماندگار سازد.

ب- راوی

نویسنده بهتر است پس از یافتن سوژه مورد نظر خود، برای نگارش خاطره، نوع راوی را هم به نسبت خاطره و متناسب با موضوع آن تعیین كند. در این بخش همان طور كه گفته شد، تا حد امكان سعی كنید از «راوی سهیم در ماجرا» برای بیان خاطره استفاده كنید و فقط در صورتی از «راوی ناظر بر ماجرا» استفاده كنید كه شخصیت پردازی و نشان دادن ابعاد روحی و روانی شخصیت اصلی لازم باشد. با این توضیح كه راوی سهیم در ماجرا نمی‌تواند ذهنیت‌ها و ویژگی‌های روحی خود را بیان كند، زیرا در این صورت كار بسیار غیر قابل باور خواهد بود؛ در صورتی كه اگر راوی شخصیتی ناظر بر ماجرا باشد و از شخصیت اصلی خاطره متمایز باشد، می‌تواند در خلال شرح حوادث، ویژگی‌های روحی و فكری شخصیت اصلی خاطره را نیز شكافته، او را روانكاوی كند تا به این وسیله خواننده را بیشتر درگیر خاطره خود كند.

ج‌ـ نوع خاطره

در این بخش، نویسنده باید با توجه به موضوع، كلی‌نگر و جزئی‌نگر بودن خاطره خود را مشخص كند و آن را در یكی از این دو قالب به رشته تحریر درآورد:
۱- اگر خاطره او دارای حادثه نادر و جذابی باشد، باید با كم كردن شاخ و برگ روایت، نقش حوادث را برجسته كند و خاطره را به صورت كلی‌نگر بنویسد.
۲- اگر هم خاطره‌اش نسبتاً عادی و معمولی باشد، می‌تواند با دقت در جزئیات صحنه‌ها، فضاسازی‌های ماهرانه و شناساندن شخصیت‌های خاطره برای مخاطب، ضعف «اندك بودن سیر حوادث» را بپوشاند.


د ـ آغار خاطره

نویسنده خاطره می‌تواند به چند روش خاطره را شروع كند؛ روش‌هایی كه حتی شما هم می‌توانید پدید آورنده برخی از آنها باشید. اما برای آن كه بتوانید تا هنگامی كه به پختگی نسبی در این كار دست می‌یابید، به سادگی خاطره‌ای را كه در ذهنتان وجود دارد بر كاغذ بیاورید، چند نمونه از روش‌های آغاز نوشتن خاطره را ذكر می‌كنیم، اما شما ملزم به استفاده از این روش‌ها نیستید.

شروع به كمك عبارت‌های كلیشه‌ای
همیشه بین زمان تصمیم‌گیری برای نوشتن و زمان قلم به دست گرفتن، فاصله‌ای هست كه باید سعی كنید آن را به حداقل برسانید. اگر این فاصله زمانی زیاد شود، سبب تنبلی، سستی اراده و دور افتادن از موضوع مورد نظر جهت نوشتن می‌شود. برای جلوگیری از این كار و كم كردن فاصله می‌توانید فعلاً از برخی عبارت‌های كلیشه‌ای برای شروع خاطره استفاده كنید تا به قول معروف «استارت كار زده شود» و مشكل شروع نوشتن را نداشته باشید.

عبارت‌هایی كه می‌توانید برای شروع خاطره نویسی از آنها استفاده كنید، اینها هستند:
۱- استفاده از یك زمان: «صبح بود» یا «تابستان سال ۴۸ بود»..
۲- استفاده از یك صحنه ساكن و سپس جان بخشیدن به آن: «من و مجید لب شط نشسته بودیم كه»..
۳- استفاده از یك رویداد تاریخی: «در جریان جنگ تحمیلی»..
۴- استفاده از یك مقطع سنی تحصیلی: «كلاس اول ابتدایی بودم»..
۵- استفاده از وضعیت هوا: «سه روز متوالی برف باریده بود‌» یا «هوا ابری بود»..
۶- استفاده از یك مقدمه: «كار كردن در یك مدرسه استثنایی مشكل است اما به انسان آرامش و رضایت خاطر می‌دهد. در یكی از مدارس استثنایی تهران كار می‌كردم»..
۷- استفاده از یك توضیح مختصر: «در سال‌های خیلی دور، مدیر یكی از دبیرستان‌های اراك بودم. یك روز از دروازه شهر جود راه افتادم به سمت مدرسه كه» ‌یا «چهار سال اسیر بودم . یك روز در زندان»..
۸- معرفی یك شخصیت: «او هم مهاجر بود. از مهاجرانی كه به خاطر ویران شدن خانه و كاشانه‌شان به دست عراقی‌ها، به دیگر شهرها و روستاها مهاجرت كرده بودند.» یا «موجود عجیبی بود. اسمش رضا بود»..
۹- استفاده از یك اتفاق: «در سال ۱۳۶۰ در شهداد كرمان زلزله شدیدی رخ داد»..
۱۰- استفاده از مكان: «نزدیك مرز عراق بودیم»..
۱۱- استفاده از یك توصیف یا صحنه‌پردازی: «بادی سرد زوزه‌كشان خودش را به پنجره كلاس می‌زد كه به جای شیشه با مقوا بسته شده بود»..
۱۲- «یادش بخیر آن روزها …» یا «عجب روزهایی بود»..
۱۳- «یادم می‌آید كه» …
۱۴- «هیچ وقت یادم نمی‌رود» …
۱۵- «در خاطرم هست كه» …

تفاوت گزارش و خاطره نویسی:

 ۱- خاطره فقط قسمتی از محدوده زمانی را در برمی‌گیرد كه در آن اتفاق برجسته یا حادثه خاصی روی داده باشد یا فكری جذاب در زمانی محدود به ذهن انسان خطور كرده باشد. اما گزارش، شرح دیده‌ها و شنیده‌هایی است كه درباره یك موضوع خاص توسط گزارشگر انتخاب می‌شود.

۲- نثر گزارش معمولاً حالت صمیمیت و سادگی و بی‌تكلفی نثر خاطره را ندارد. در گزارش نویسی معمولاً سعی می‌شود ترتیب و توالی اجزای جمله به صورت نسبی رعایت شود. اما در خاطره نویسی، نویسنده بدون تكلف و با رعایت نكاتی محدود جمله‌ها را به هر صورت كه بخواهد، به دنبال هم می‌آورد.

۳- گزارش، بسیار واقعگرایانه از خاطره است؛ یعنی، اگر چه در خاطره نویسی باید از خیالپردازی دوری كرد، گاهی می‌توان ذهنیت‌های شخصیت یا شخصیت‌های خاطره را هم در خلال خاطره به كار برد؛ در صورتی كه گزارش نویسی ثبت دیده‌ها و شنیده‌هاست و گزارش نویس نمی‌تواند ذهنیات، احساسات و عواطف انسان‌ها را بیان كند.

وب سایت نشر خاطره به آدرس های زیر متعلق به گروه فرهنگی باقیات، مبتکر ارائه تسهیلات نگارش، چاپ و معرفی کتاب خاطرات بصورت حرفه ای بوده و به طور مستقیم ارتباطی با انتشارات خاطره (دارای پروانه نشر شماره 588) ندارد.
www.NashrKhatere.ir , www.NashreKhatere.ir , www.NashrKhatereh.ir , www.NashreKhatereh.ir


نشرخاطره در اخبار

...........................